اِرثِ سُفره
واژِگاه آهیـــمورا · واژهٔ اول
گاهی چیزی که سرِ سفره میآوریم، فقط غذا نیست.
«بشقابت رو تموم کن.» «غذا نباید بمونه.» «حیفه، بخور.»
شاید یکی از این جملهها رو بارها شنیده باشی. سالها گذشته، اما گاهی وقتی سیر شدهای و هنوز کمی غذا توی بشقابت مانده، همان صدا دوباره پیداش میشود.
اِرثِ سُفره یعنی چه؟
قاعدهها، جملهها و معناهایی که از زندگی کنار دیگران دربارهٔ غذا یاد گرفتهایم؛ چیزهایی که بیآنکه اسمشان را بدانیم، از یک سفره به سفرهٔ بعد رسیدهاند.
همهٔ این میراث بد نیست. دور هم نشستن، احترام به غذا، مهماننوازی و خاطرهٔ یک غذای خانگی هم بخشی از اِرثِ سُفرهاند. بعضیشان را دوست داریم و میخواهیم نگه داریم؛ بعضی را هم شاید امروز لازم باشد دوباره بررسی کنیم.
مثلاً ممکن است جملهٔ «حیفه، بخور» روزی از دلِ تجربهٔ کمبود آمده باشد. فهمیدنِ آن گذشته، با مجبور کردنِ خودمان در زمان حال یکی نیست. میتوانیم قدرِ غذا را بدانیم و در عین حال، به تجربهٔ امروز خودمان هم توجه کنیم.
شاید تغییر از این سؤال شروع شود: این انتخابِ امروزِ من است، یا جملهای که از دیروز با خودم آوردهام؟
اِرثِ سُفره اسمِ یک تشخیص یا قانون علمی نیست؛ واژهای پیشنهادی در آهیموراست برای دیدن و گفتوگو دربارهٔ یک تجربهٔ آشنا، بدون سرزنشِ خودمان یا خانوادهمان.
حالا نوبت روایت توست
یک جمله دربارهٔ غذا که از بچگی شنیدی و هنوز توی ذهنت مانده را همین پایین بنویس. اگر دوست داشتی، بگو امروز چه نظری دربارهاش داری.
این واژه با روایتهای شما روشنتر میشود؛ لازم نیست برای نوشتن، تجربهای شبیه دیگران داشته باشی.